تبليغاتX
پسر گاو چرون

پسر گاو چرون

اگه بری تو آرشیوها مطمعن باش راضی از اینجا میری

گفتگو با مهدی سلوکی

 

  عکس و گفتگو با مهدی سلوکی   www.salijoon.org

مهدي سلوكي در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنيا آمد، پدرش افسر نيروي هوايي ارتش و اصالتا تهراني است، زماني كه مهدي به دنيا آمد، سرهنگ سلوكي مامور به خدمت در پايگاه هشتم شكاري نيروي هوايي در اصفهان بود و به همين دليل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پايان ماموريت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمك تهران سكني گزيد.

مادر او اصالتا اراكي است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنيا آمد، او مجري شبكه تهران است. خانواده سلوكي‌ها اصيل و متعصب و مذهبي‌اند. پدر و مادر هر دو تحصيلكرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.
دوران كودكي مهدي مثل بقيه پسر بچه‌ها، به شيطنت گذشت، در مجتمع مسكوني پايگاه هشتم شكاري مهدي اغلب اوقات با همراهي برادرش مشغول بازي‌هاي كودكانه بود.

  عکس و گفتگو با مهدی سلوکی    www.salijoon.org

مهرماه سال 1367، مهدي به كلاس اول رفت، از آنجا كه محمد در كلاس پنجم همان دبستان درس مي‌خواند، ديگر بچه‌هاي مدرسه حريف شيطنت‌هاي او نمي‌شدند. مهدي بسيار باهوش و با استعداد و پرحافظه بود، اما به خاطر همان شيطنت‌ها فرصت كمتري براي درس خواندن مي‌گذاشت و هميشه شب امتحان براي نمره زحمت مي‌كشيد! برادرش هم به او كمك مي‌كرد و اين روال در دوران راهنمايي هم ادامه داشت تا اين‌كه وارد دبيرستان شد. مهدي هنرستان و رشته گرافيك را برگزيد در حالي كه در كودكي خود و خانواده‌اش آرزوي مهندسي، خلباني و پزشكي داشتند. او در هنرستان مالك اشتر تهران، درس خواند و در همين مقطع هم بود كه جذب كار هنري و تلويزيوني شد تا آنقدر سرش شلوغ شود كه ديگر زياد به درس‌ها نرسد. البته مسير آينده‌اش را هم انتخاب كرده بود و گرافيك ديگر به كارش نمي‌آمد. او سال 79 ديپلم گرافيكش را گرفت و ديگر تمام وقت روي كار هنري و حرفه‌اي زوم كرد و انرژي گذاشت. پس از پايان دوران خدمت سربازي و در شرايطي كه چند مجموعه بازي كرد و چند برنامه را به عنوان مجري در كارنامه داشت، احساس كرد كه در دانشگاه بايد شركت كند، به همين دليل براي كنكور خواند و در رشته بازيگري دانشگاه آزاد اراك قبول شد، منتهي حجم بالاي كار و كمبود وقت اجازه داد، او تا ليسانس پيش برود. گفتني است مهدي سلوكي نقاشي چيره‌دست است.
درباره او مي‌گويند: هميشه معلم‌ها و ناظم‌ها از دستش شاكي بودند و هر روز يك جاي بدنش درد مي‌كرد تا اجازه بگيرد و به منزل برود! ديگر همه دستش را خوانده بودند، اما مهدي آنقدر طبيعي نقش بازي مي‌كرد كه اصلا جرقه بازيگر شدنش هم توسط يكي از معلمان زده شد و روزي به او گفت: تو بهتر است بروي هنرپيشه شوي!

مهدي از كودكي نقاش قابلي بود تا جايي كه نزديكانش وقتي مي‌خواستند در هنر براي او آينده‌اي تصور كنند، او را در جايگاه يك نقاش حرفه‌اي و مشهور مي‌ديدند. عشق به نقاشي باعث شد او پس از دوره راهنمايي قيد دبيرستان و
خلباني و پزشكي را زده و وارد هنرستان گرافيك شود. زماني كه ماجراي بازيگر شدنش پيش آمد، هنوز نقاشي هنر اول مهدي بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدي نيز در تمام مصاحبه‌هايش رسما مي‌گفت كه بازيگري نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و هميشه تاكيد داشت كه نقاشي را ترجيح مي‌دهد اما امروز ديگر چنين نيست. مهدي حتي تجربه برگزاري نمايشگاه نقاشي را هم با يكي از دوستانش دارد؛ چندي پيش نمايشگاهي به نام «سحرآميز» برگزار شد. مهدي در ميان ساير هنرها به خطاطي هم مسلط است اصلا خط خوش در خانواده سلوكي‌ها ارثي است و پدر و برادرش هم بسيار خوش خط هستند.
رانندگي پشت فرمان اتومبيل به همان اندازه كه براي مهدي جذابيت تفريحي دارد، براي خانواده و دوستدارانش نگران‌كننده است چون او عاشق سرعت بوده و حتي در زندگي خصوصي هم معمولا با سرعت تصميم گرفته و عمل مي‌كند! البته مهدي راننده ماهر و باتجربه‌اي است، اما به دليل همين سرعت به طور متوسط هرماه تصادفي مي‌كند و هرگز كسي اتومبيل او را سالم نديده! (اولين ماشين او رنوي سفيد بود، بعد پرايد خريد و حالا 206 سبز دارد)...
او عاشق پرسپوليس و رئال مادريد است، از بازي برزيل هم خوشش مي‌آيد، بهترين بازيكن فعلي ايران را علي كريمي و جهان را رونالدينيو مي‌داند. او بهترين فوتباليست‌هاي تاريخ ايران و جهان را، احمدرضا عابدزاده و مارادونا مي‌داند... بهترين دوست ورزشي‌اش «علي انصاريان» است. بهترين شهر ايران را شيراز و بهترين مقصد براي سفر را شمال مي‌داند... بهترين رنگ از نظر او قرمز است-خانواده سبز

+ نوشته شده در  ساعت   توسط داش جوات   | 

اینم برای عاشقان سینما

سينمای ايران در سالی که گذشت

 

 

 

عليرضا سربخش مدير عامل موسسه امور سينمايی بنياد مستضعفان و جانبازان اواخر اسفندماه 1382 گزارشی مبسوط با عنوان "نقد و بررسی محتوايی 30 فيلم بخش مسابقه بيست و دومين جشنواره فيلم فجر بهمن 1382" منتشر کرد. در اين گزارش 156 صفحه ای ضمن اشاره به ديدگاه های حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبری و علاوه بر نقد جداگانه 30 فيلم، به فضای فيلمها و درصد بندی موضوعات اصلی پرداخته شده است. همچنين در فصلی تحت عنوان ملاحظات استراتژی فرهنگی وزارت ارشاد در دوره های مختلف به نقد کشيده شده است. بخش پايانی اين گزارش پيامهای منفی 12 فيلم خارج از جشنواره اکران شده در 9 ماهه سال 82 مورد ارزيابی قرار گرفته است.
بخش هايی از اين گزارش که اختصاص به نتيجه گيری دارد را بخوانيد.

در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر از 80 فيلم ارائه شده به دفتر جشنواره، 30 فيلم به بخش مسابقه راه يافت که نسبت به سال گذشته، 30% افزايش يافته است. هم چنين به غير از بخش کارگردانی که برای نخستين بار فيلم 35 ميليمتری ساخته بودند، بخش ديگری نيز وجود داشت که به ارزيابی دومين آثار بلند کارگردانان، می پرداخت. با اين مقدمه کوتاه به ارزيابی جشنواره می پردازيم.

شکلات / افشين شرکتفضای جامعه ايران اسلامی:
حدودا 36% فيلمهای بخش مسابقه، چهره تيره و تازی ازايران (به صورت مستقيم و غيرمستقيم) به مخاطبين ارائه کردند که اين ميزان نسبت به سال 1381، 34% و نسبت به سال 1380، 39% کاهش را نشان می دهد. البته به نظر می رسد بخش مهمی از اين دسته فيلمها به بخش ميهمان انتقال يافتند و يا اساسا از ورود آنها به بخشهای مختلف جشنواره، ممانعت به عمل آمده است. شايد به اين دليل که در آستانه انتخابات مجلس هفتم در نظر بود جشنواره کمتر تشنج زا باشد. از جمله فيلمهايی که در بخش مسابقه چهره ايران را تيره و تار به تصوير کشيدند: "
شکلات، ساکنين سرزمين سکوت، به من نگاه کن، رسم عاشق کشی، صبحانه ای برای دو نفر، سربازان جمعه، شهر زيبا، باج خور، پروانه ای در باد و..."

زن در جامعه ايران:
حدودا 30% فيلمهای بخش مسابقه، سرنوشت زن در جمهوری اسلامی ايران را (به صورت مستقيم و غير مستقيم) تيره و تار و گاه سياه به تصوير کشيدند که اين آمار نسبت به سال 1381، افزايشی نداشته است. فيلمهايی چون: "
شکلات، به من نگاه کن، رسم عاشق کشی، صبحانه ای برای دو نفر، معادله، سربازان جمعه، شهر زيبا، پروانه ای در باد و..."

صبحانه ای برای دو نفر / مهدی صباغ زادهزنان فراری و بدکاره:
حدودا 5/16% فيلمهای بخش مسابقه (به صورت مستقيم و غير مستقيم) به مقوله دختران و زنان فراری و بدکاره، اختصاص داشت که نسبت به سال 1381، از رشد معادل 5/1% برخوردار بوده است. فيلمهايی چون: "
به من نگاه کن، صبحانه ای برای دو نفر، سربازان جمعه، شهر زيبا، شمعی در باد".

عشق، عاشقی و ازدواج:
برگ برنده / سيروس الوندحدودا 79% فيلمهای جشنواره (به صورت مستقيم و غير مستقيم) به مقوله عشق و عاشقی و ازدواج پرداخته بودند که نسبت به سال 1381، 9% و نسبت به سال 1380، 29% رشد را نشان می دهد. مانند: "
هم نفس، شکلات، برگ برنده، معادله، عاشق مترسک، عروس افغان، زيتون شکسته، شمعی در باد و..."
از 79% فيلمهايی که به گونه ای به مقوله عشق، عاشقی و ازدواج پرداخته بودند، 56% به عشقهای پيش از ازدواج پرداختند که نسبت به سال 1381، از رشد 6 درصدی برخوردار بوده است. از اين 56% حدودا 36% منجر به ازدواج نشد.
از 79% فيلمهايی که به عشق، عاشقی و ازدواج پرداخته بود، 23% از آنها (به صورت مستقيم و غير مستقيم) به ازدواج دوم و يا بيشتر پرداخته است.
هم چنين از اين 79%، 30% فيلمها به عشقهای مثلثی و يا بيشتر پرداخته بودند. فيلمهايی چون: "
کودکانه، شکلات، معادله، عاشق مترسک، دوئل، تارا و تب توت فرنگی و..."
در اين بين فيلمهايی چون "
عاشق مترسک" و "باج خور" به عشقهای مثلثی اتکفا نکرده و با افزودن يک ضلع ديگر، حوزه عشق و عاشقی را چهار ضلعی کردند. (يک زن و سه مرد) اين موضوع برای اولين بار در سينمای پس از انتقلاب، طرح شده است.

خلافکاران در چهره افراد مذهبی:
شهر زيبا / اصغر فرهادی20% فيلمهای بخش مسابقه چهره افراد خشن، دلال مواد مخدر، زن باره، ساده لوح، بی رحم وسارق را مذهبی به تصوير کشيده اند. فيلمهايی چون "
ساکنين سرزمين سکوت (خريدار مواد مخدر)، به من نگاه کن (قاضی دادگاه)، معادله (حاج آقای بازاري)، دوئل (حاج لطيف)، شهر زيبا (ابوالقاسم) و مارمولک (رضا) که نسبت به سال 1381، 10% و نسبت به سال 1380 30% کاهش داشته است.

دوستی دختر و پسر:
حدودا 10% فيلمهای بخش مسابقه، مسئله دوستی دختر و پسر را مطرح کردند که نسبت به سال گذشته 18% کاهش را نشان می دهد. فيلمهايی چون "
کودکانه، شهر زيبا و مارمولک"

عروس افغان / ابوالقاسم طالبیتنها فيلم ضد استکباری:
تنها فيلم ضد آمريکايی بخش مسابقه، فيلم "
عروس افغان" نام داشت که پنج سال پس از آخرين فيلم بلند ضد آمريکايی سينمای ايران "عشق بدون مرز" (به کارگردانی پوران درخشنده) ساخته شد. از آن جا که آمريکا همچنان برای انقلاب اسلامی، چنگ و دندان نشان می دهد، سزاوار بود وزارت ارشاد از موضع ضد استکباری نظام اسلامی از تولد چنين فيلمهايی پشتيبانی می کرد و به اين طريق نظر هنرمندان داخل کشور را به اين سوژه مهم و استراتژيک جلب می نمود.

دو فيلم ضد صهيونيستی:
پس از شش سال در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر، دو فيلم ضد صهيونيستی (که هر دو با سرمايه و کمک صدا و سيما) ساخته شد که متاسفانه هيچ يک حتی به اندازه يک لوح تقدير، مورد عنايت قرار نگرفتند. شايسته بود وزارت ارشاد به عنوان حمايت فرهنگی از قيام انتفاضه مردم فلسطين به اين دو فيلم توجه خاصی مبذول می داشت. گويا در برنامه های ارشاد، سياستی به عنوان حمايت از فيلمسازان ضد استکباری و صهيونيستی وجود ندارد حال آن که می دانيم اسرائيل و آمريکا دشمن شماره يک اسلام ومسلمين هستند.

سرعتی قابل تقدير:
در حالی که بيش از يک سال از جنايات آمريکا (بمباران عروسی در افغانستان توسط هواپيماهای آمريکايي) و صهيونيستها (در اردوگاه جنين) نگذشته است معاونت برون مرزی سازمان صدا و سيما با ساخت دو فيلم "
عروس افغان" و "زيتون شکسته" با حساسيت و حسن دقت، اين جنايات هولناک را در تاريخ ثبت کردند که اين حساسيت و دقت نظر به همراه سرعت در تصميم گيری و ساخت فيلمها، قابل تقدير و تشکر است. با توجه به جنايت اخير دشمنان اسلام در کربلا و کاظمين در روز عاشورای 1382، سزاوار است در خصوص اين دو فاجعه عظيم نيز فيلمهايی برای ثبت در تاريخ و جاودانه نگه داشتن ياد شهدای آن، ساخته شود.

ياس و نااميدی:
به من نگاه کن / شهرام اسدی23% فيلمهای بخش مسابقه روحيه ياس و نااميدی را به مخاطب ايرانی القا می کردند که نسبت به سال 1381، 2% کاهش را نشان می دهد. فيلمهايی چون: "
به من نگاه کن، رسم عاشق کشی، صبحانه ای برای دو نفر، سربازان جمعه، شهر زيبا، خداحافظ رفيق و پروانه ای در باد".

دست و پاگير نشان دادن شرع:
حدودا 13% فيلمهای جشنواره، شرع و احکام آن را (به صورت مستقيم و غير مستقيم)، دست و پاگير به مخاطب معرفی کردند که نسبت به سال 1381، 17% کاهش داشته است. مانند: "
معادله، سربازان جمعه، شهرزيبا، پروانه ای در باد".
در فيلم "
معادله" و "سربازان جمعه" ازدواج موقت (به عنوان يک مسئله فرعي) آن چنان زشت به تصوير در آمده که گويا با هرزگی چندان تفاوتی ندارد. در فيلم "شهر زيبا" حکم قصاص و ديه و اختلاف ديه زن و مرد به گونه ای مطرح می شود که اين احکام در ذهن مخاطب زير سوال می رود. در فيلم "پروانه ای در باد" زن در آرزوی ديدار فرزندش بی تاب و ناشکيبا است که در اين مسير، قانون اسلام کاملا کور و کر است و با به نمايش گذاشتن بدبختی آيدا و تباه شدن زندگی امير ناکاآمدی آن به تصوير در می آيد.

حبس و زندان:
حدودا 30% سوژه فيلمهای اين جشنواره به گونه ای (به صورت مستقيم و غير مستقيم) با حبس و زندان در ارتباط بوده است. فيلمهايی چون: "
به من نگاه کن، برگ برنده، رسم عاشق کشی، سربازان جمعه، باج خور، شهر زيبا، پروانه ای در باد، تارا و تب توت فرنگی و مارمولک"

انتظار / محمد نوری زادامام زمان(عج):
"
قدمگاه" بعد از "انتظار" دومين فيلمی است که سينمای ايران به مقوله انتظار امام عصر(عج) می پردازد. تاکنون سينمای غرب در خصوص دوره آخرالزمان بيش از صد فيلم سينمايی ساخته است که بايد ترتيبی فراهم آيد که هنرمندان ايرانی به کمک علما با منابع موثق شيعه، آشنا شده تا از اين طريق گام جدی در خصوص آماده سازی مردم برای ظهور، برداشته شود.

سيگار کشيدن زنان بازيگر:
باج خور / فرزاد موتمنحدودا 5/16% فيلمهای جشنواره صحنه هايی از سيگار کشيدن زنان هنرپيشه را به تصوير درآوردند که هم به دور از شان ايشان بوده و هم به نحوی ترغيب و تشويق به سيگار کشيدن در بين خانمها، قلمداد می شود. مانند فيلمهای: "
سربازان جمعه، باج خور، شهر زيبا، اشک مادر و تارا و تب توت فرنگی".

حجاب بازيگران:
همچنان مسئله حجاب بازيگران زن يکی از معضلات چند سال اخير سينمای ايران به شمار می آيد. نمی توان از يک سو زنان جامعه را وادار به حفظ پوشش اسلامی کرد و از طرف ديگر بازيگر زن سينما و تلويزيون حدود شرعی را مراعات نکنند. بسياری از فيلمها، حجاب زنان بازيگرشان دارای اشکال است به عنوان مثال: در فيلم "
صبحانه ای برای دو نفر" بازيگر دختر در صحنه ای با يک روسری شيشه ای ظاهر می شود که گوش و موهايش به وضوح نمايان است.

رقص:
مهمان مامان / داريوش مهرجويیحدودا 13% فيلمهای بيست و دومين جشنواره به مقوله رقص به بهانه حرکتهای موزون و يا محلی پرداخته بودند که اسامی آنان عبارتند از: "
ميهمان مامان، زيتون شکسته، روايت سه گانه و شمعی در باد".

موسيقی غربی و طاغوتی:
نزديک به 50% فيلمهای جشنواره از آهنگ و موسيقی های غربی و يا مستهجن طاغوتی در فيلمها سود جستند که نسبت به سال 1381 تفاوت چندانی ندارد. شايسته است مسئولين معاونت سينمايی در اين خصوص تصميم جدی اتخاذ نمايند زيرا اين موارد، ترويج فرهنگ غرب و يا فرهنگ منحط طاغوتی به شمار می آيد. فيلمهايی چون: "
شکلات، ساکنين سرزمين سکوت، برگ برنده، رسم عاشق کشی، صبحانه ای برای دو نفر، عاشق مترسک، پرده عشق، ميهمان مامان، سربازان جمعه، باج خور، شهر زيبا و شمعی در باد".
اخيرا صدای خوانندگان زن غربی و يا هندی در فيلمها شنيده می شود که احتمالا زمينه ساز خوانندگی زن ايرانی در آينده خواهد بود. به عنوان مثال در فيلم "
شکلات" زنی به زبان هندی می خواند.

خشونت:
عنصر خشونت در 13% فيلمهای جشنواره ديده شد مانند "
کودکانه، به من نگاه کن، سربازان جمعه و باج خور".

کمدی:
13% فيلمهای جشنواره، تم کمدی يا نيمه کمدی داشت. مانند: "
هم نفس، معادله، ميهمان مامان و مارمولک".

قوه قضاييه:
مارمولک/ کمال تبريزی20% فيلمهای جشنواره بيست و دوم به قوه قضاييه (به صورت مستقيم و غير مستقيم) پرداخته بودند که نسبت به سال 1381 از کاهش 20 درصدی برخوردار بود. از اين تعداد حدودا 83% چهره قوه قضاييه را تيره و تار به مخاطب معرفی کردند. شايان ذکر است از آن جا که مقوله زندان نيز مستقيما تحت نظارت قوه قضاييه می باشد آن دسته از فيلمهايی که به گونه ای سوژه آنان با زندان در ارتباط بوده است نيز جزء اين آمار به حساب آمده است. فيلمهايی چون: "
هم نفس، به من نگاه کن، معادله، شهر زيبا، پروانه ای در باد و مارمولک". در فيلم "هم نفس" چهره ای که از قوه قضاييه ارائه می شود خوب و مناسب است.
در فيلم "
به من نگاه کن" قوه قضاييه بدون در نظرگرفتن آبروی نظام و زن مسلمان به هنگام برگزاری مسابقات بين المللی ورزشی زنان مسلمان در نزد خبرنگاران و ورزشکاران خارجی، زن بی گناه را به جرم قتل همسرش دستگير می کنند. هم چنين چهره و نحوه برخورد قاضی و بکراند رنگهای دادگاه، خشن و به رنگ سياه است. اين خشونت و عدم انعطاف پذيری قاضی در مقابل زن بی گناه با نمايش آرم جمهوری اسلامی تشديد می شود.
در فيلم "
معادله" بيژن برای اين که ثابت کند حاج آقا پدر اوست به دادگاه شکايت می کند. قاضی بدون آن که دستوری برای انجام آزمايش بدهد، صرف ادعای حاج آقا، شکايت بيژن را مردود اعلام می کند. بيژن برای انجام آزمايش با ترفندی خود را به شکل يک زن خارجی درآورده و حاج آقای زن باره را به آزمايشگاه می کشاند. حاج آقا به ناچار وکيل زبردستی استخدام می کند که وکيل برای خنثی کردن ادعای بيژن به گونه ای مسئله علم قاضی را مطرح می کند. گويا با پرداخت رشوه، موضوع را حل و فصل خواهد کرد. سرانجام رای به نفع حاجی صادر می شود.
در فيلم "
شهر زيبا" پدر کينه توز با ظاهر مذهبی برای اجرای قصاص به نزد قاضی می رود. قاضی آن گونه که بايد درجهت صلاح گام بر نمی دارد. روند فيلم به گونه ای است که احکام قصاص، ديه و اختلاف ديه زن و مرد زير سوال می رود.
در فيلم "
پروانه ای در باد" زن با توطئه شوهرش به زندان افتاده و از فرزندش دور می شود. او پس از آزادی، به دنبال کودکش به بلوچستان می رود. شوهر حاضر به بازگرداندن فرزند نيست. در يک درگيری تصادفا مرد می ميرد و زن بار ديگر چون دفعه قبل، بی گناه به زندان باز می گردد. در نمای ابتدايی فيلم، در زندان با کلمه بسم الله الرحمن الرحيم به روی زن گشوده می شود و با همان زاويه ديد دوربين، زن در محکوميت دوم خود به سوی زندان رفته و در زندان با گفتن کلمه الحمدالله بسته می شود.
در فيلم "
مارمولک" رئيس زندان مرد سختگيری است که می خواهد زندانيان را با برنامه های خشک خود به زور به بهشت رهنمون سازد و به زعم خود آدم کند.
از آن چه گفته شد مشخص می شود امسال نيز چون سالهای گذشته تيغ تيز حملات فيلمها در ميان قوای سه گانه، متوجه قوه قضاييه بوده است. هيچ يک از فيلمها کوچکترين تعرضی به مجلس و قوه مجريه نداشته اما به نظر می رسد حال آن که اکثريت مجلس هفتم در اختيار اصولگرايان قرار گرفته است احتمالا در فيلمهای آتی، تيغ تيز حملات متوجه مجلس نيز شود.

امام، مقام معظم رهبری و روحانيت:
پروانه ای در باد / عباس رافعی20% فيلمهای بيست و دومين جشنواره، به صورت مستقيم و غير مستقيم به امام(ره)، مقام معظم رهبری و روحانيت پرداخته بودند که در تاريخ برگزاريهای جشنواره فيلم فجر، بی سابقه بوده است. به عنوان مثال: در فيلم "
مارمولک" سارقی در لباس روحانيت از زندان می گريزد. او تحت تاثير روحانی ای که لباسهايش را دزديده، مبلغ قرائت جديدی از دين می شود که...
در فيلم "
او" روحانی در يک روستا هم چون ديگر روستاييان به دامپروری و کشاورزی می پردازد. به او پيشنهاد امامت جمعه شهری را می دهند. اما وی ماندن در روستا را به امامت جمعه ترجيح می دهد.
در فيلم "
شهر زيبا" پسر نوجوان برای جلب رضايت شاکی به روحانی محل متوسل می شود. روحانی تلاش می کند رضايت را جلب کند اما موفق نمی شود. (يکی از داستانهای فرعی فيلم)
در فيلم "
شکلات" خانواده جنوب شهری، فرزند شهيد و جانباز به تصوير در می آيد که سعی دارند با حقه از هنرپيشه معروفی سوء استفاده مالی کنند. کارگردان با نشان دادن عکس امام و مقام معظم رهبری بروقوع داستان در جمهوری اسلامی تاکيد می کند.
در فيلم "
صبحانه ای برای دو نفر" با نشان دادن عکس امام و مقام معظم رهبری در نيروی انتظامی بر وقوع داستان در ايران اسلامی تاکيد می شود. در اين فيلم سرنوشت يک نوجوان شاعره دختر و يک نويسنده، تيره و تار به تصوير کشيده می شود.
در فيلم "
پروانه ای در باد" تصاويری از حضرت امام و مقام معظم رهبری در صحنه ای نشان داده می شود که می خواهند به دست زن جوان، دستبند بزنند. در اين لحظه پس زمينه فلو (مبهم) است. سپس اين صحنه را به تصوير می کشد که دستبند کاملا بسته شده و دست آيدا درون آن قرار گرفته است. در اين لحظه پس زمينه از فلو به فوکوس (شفاف) تبديل می شود. احتمالا به اين معنا که بازگشت مجدد آيدای بی گناه به زندان در زمان صاحبان عکس که روحانی اند انجام پذيرفته است. در يکی از صحنه های ابتدايی، زن زندانبان با گفتن کلمه بسم الله الرحمن الرحيم در زندان را باز می کند و آيدا آزاد می شود. در نمايی ديگر و در صحنه پايانی به هنگام بازگشت مجدد آيدا به زندان و پس از بردن او به راهرو، زندانبان با گفتن الحمدالله در زندان را می بندد. مفهوم اين عبارت می تواند اشاره به حاکميت قانون اسلام و تاکيد آن بر زندانی شدن زنان بی گناه همچون آيدا باشد.

قوه مجريه:
فيلم "
صبحانه ای برای دو نفر" زندگی جوان و نويسنده هنرمند را در جمهوری اسلامی سخت، تنها و بی عشق به تصوير می کشد اما پايان فيلم را مشروط بر آن که راه رئيس جمهور خاتمی طی شود، تيره و تار نمی داند.

دفاع مقدس و ايثارگران:
روايت سه گانه/رخشان بنی اعتمادحدودا 30% فيلمهای جشنواره (به صورت مستقيم و يا غير مستقيم) به مقوله دفاع مقدس و ايثارگران پرداخته بودند که نسبت به سال 1381، 50% رشد را نشان می دهد. اين فيلمها عبارتند از: "
پرده عشق، مزرعه پدری، دوئل، خداحافظ رفيق، اشک سرما، روايت سه گانه، تارا و تب توت فرنگی، شکلات و ميهمان مامان".
در فيلم "
پرده عشق" جانباز شيميايی هنرمندی در انگليس، توسط صهيونيستها ربوده می شود تا پرده ای که حاوی محتوای اعتقادی شيعه است را تکميل کند که سرانجام آدم ربايان توسط پليس انگليس دستگير می شوند.
در فيلم "
مزرعه پدری" نويسنده رزمنده ای در جريان بازديد از جبهه به همراه خانواده، ياد عملياتی را که گردان او برای خاموش کردن توپخانه عراق (برای خارج کردن دزفول از تيررس) انجام داده بودند را زنده می کند.
در فيلم "
دوئل" عده ای سودجو وابسته به مسئولين زمان بنی صدر به بهانه نجات اسناد و مدارک محرمانه در گاو صندوقی از چنگ عراقيها، عده ای رزمنده را وا می دارند که اين گاو صندوق را از دل دشمن برهانند. بيست سال بعد مشخص می شود اسنادی در کار نبوده و اصل ماجرا خروج مقدار متنابهی طلا بوده است. بخشی از داستان در زمان حال اتفاق می افتد و اين شبهه را به وجود می آورد که گويا در سراسر جنگ چنين مطلبی وجود داشته است. اين فيلم از نظر ساختار و تکنيک بهترين فيلم دفاع مقدس به حساب می آيد. هم چنين در اين فيلم سرداری به عنوان قائم مقام جهان آرا به تصوير کشيده می شود که می خواهد گذشته را از ياد ببرد و حاضر نيست درجه سرداری را بر دوش خود نصب کند.
فيلم "
خدا حافظ رفيق" دارای مفاهيم ارزشی خوبی است چون زنده بودن شهيد، تداوم راه شهيد و... اما زبان سينما نيست.
در فيلم "
اشک سرما" دختر گروهکی در اثر عشق به يک سرباز مهربان و مردم دوست در کردستان، دست از همکاری با گروهک خويش بر می دارد اما سرانجام او و سرباز بر روی مين رفته و کشته می شوند. نکته مهم در اين فيلم اين است که حقانيت فکری و فرهنگی انقلاب نيست که او را وادار به تسليم می کند. اگر اين عشق نبود، احتمالا دختر کماکان برای گروهک خويش جاسوسی و مين گذاری می کرد.
در فيلم "
روايت سه گانه" در اپيزود اول کارگردان سعی در القاء اين مضمون دارد که عقده های سرکوب شده دوران کودک تا چه حد، زمينه های رشد و ابراز خشونت در فرد را ايجاد می کند. (اين ديدگاه بيشتر جنبه روانشناسانه دارد و در اين بينش هرگونه جنگی محکوم است) پيام اين اپيزود بسيار گنگ و مبهم است. در اپيزود دوم سوژه اصلی تقدير و تاثير مشيت الهی در تغيير سرنوشت انسان در مرز ميان مرگ و زندگی است. در اپيزود سوم عشق و محبت يک مادر به فرزند جانبازش به تصوير کشيده می شود اما در ورای اين ظاهر زيبا، جنگ ايران با عراق و آمريکا با عراق به گونه خاصی هم رديف و نفی شده و تماسهای بدنی از حدود شرعی اش خارج می شود.
تارا / سعيد سهيلیفيلم "
تارا و تب توت فرنگی" با مستمسک قرار دادن سرنوشت سه دختری که با يکديگر دوست هستند به گوشه ای از فداکاری رزمندگان در کردستان و نقش تخريبی ستون پنجم در زمان جنگ و بعد از آن اشاره می کند.
در فيلم "
شکلات" مهندس جوانی که خود را به تمارض زده، جانباز و فرزند شهيد است. او و پدر زن آينده اش برای کلاهبرداری از هنر پيشه ای معروف به بهانه تصادف، از اول پول می گيرند و... دفاع مقدس در اين فيلم زيبا نيست. (سوژه اصلی اين فيلم دفاع مقدس نيست.)
در فيلم "ميهمان مامان" يکی از همسايگان، زن سالمندی است که مادر و همسر شهيد است. او حرکاتی انجام می دهد که در شان يک خانواده شهيد نيست. مريم با انجام حرکاتی موزون و يا سوار شدن بر پشت موتور يک نوجوان ناشناس، تماشاچيان را به خنده وا می دارد. شايان ذکر است در فيلم "
ساکنين سرزمين سکوت" راننده ای که از پسر، مواد مخدر می گيرد، ظاهری بسيجی دارد. (ريش دار با چفيه ای بر دوش) اگر چه سوژه فيلم هيچ ارتباطی با دفاع مقدس ندارد اما نبايد ظاهر بازيگران خلافکار، مذهبی و يا نشانه هايی از رزمندگان داشته باشد.

نيروی انتظامی:
20% فيلمهای جشنواره به صورت مستقيم و يا غير مستقيم به نيروی انتظامی پرداخته بودند که نسبت به سال 1381، کاهش 20 درصدی داشت. از اين تعداد 33% چهره نيروی انتظامی را تيره و تار به مخاطب معرفی کردند.

سدشکنی:
رسم عاشق کشی/ خسرو معصومیدر اين بخش به مواردی پرداخته می شود که سينمای ايران برای نخستين بار آن را تجربه می کند. در "
مارمولک" از زبان رضا مارمولک (دزدی که خود را به هيات روحانيون در آورده) نيمی از زشت ترين فحشها بر زبان رانده می شود که جنبه بدآموزی دارد که در سينمای ايران بی سابقه بوده است. به عنوان مثال: پس از آن که کسی حاضر نمی شود رضا را با لباس روحانيت سوار کند، می گويد: آی توی روحت... و يا در ايستگاه راه آهن در پاسخ به جوانانی که او را مسخره می کنند، می گويد: من دهنتون رو... هم چنين در آنجا که از رضا در خصوص صيغه اهل کتاب، سوال می شود، می گويد اين کار end حرام است و شيطان شخصا دهن او را مورد عنايت قرار می دهد. در جايی ديگر به مغازه داری که به لاتها باج می دهد، می گويد: عزيز برابر، در اين گونه موارد ضرورت دارد بزنی خواهر و مادرشان را با هم (کمی مکث) پيوند بدهی و يا پس از کمک به محرومين (در پشت وانت) آن گاه که جوانها می خواهند از او سوال کنند، می گويد: اين قدر سوال می کنند تا خواهر و مادر آدم را (با کمی مکث) باهاش وصلت کنند و...
فيلم "
سربازان جمعه" فيلمی است سراپا سياه از جامعه ايران، در صحنه ای برادر با خواهر معتادش مشغول گفتگو است که مادر بدکاره وارد اتاق می شود و چنين می گويد: نمی خوای بيای مهمونی مامی؟ دوست داری از اين آمريکاييها، جوونای سرباز حمله کنند به ايران، اول همين خانه را فتح کنند؟ نقره به برادرش می گويد: مادر يک هنگ رو ميگيره و ديگه پس نمی ده. هم چنين برای نخستين بار در سينمای پس از انقلاب، عمل تزريق مواد مخدر به دست دختری که آستينش را تا آرنج بالا زده به تصوير کشيده می شود. البته صحنه تزريق، چندين بار در فيلم "شمعی در باد" نيز کاملا نشان داده می شود، منتهی در اين فيلم، معتاد پسر است. هم چنين در اين فيلم برخی مواد مخدر از جمله اکس، گرد شيطان، شابو و... برای نخستين بار در يک فيلم سينمايی ذکر می شود که اين خود بدآموزی دارد.
هم چنين در فيلم "
شمعی در باد" در صحنه ای، اتاقی در يکی از ديسکوها نشان داده می شود که مردمی بر روی تخت دراز کشيده و زن بد کاره بالای سر او ايستاده است و ديگر آن که در اين ديسکو دختران و پسران (که گويا دختران بدون روسری هستند) نشان داده می شود که در حال رقصيدن هستند. (خيلی کوتاه) هم چنين در ديالوگی فرزين به برادر ناتنی اش که جراح پلاستيک است، می گويد: (با عرض معذرت) باسنها را کوچک و بزرگ می کنی؟
در فيلم "
مزرعه پدری" برای نخستين بار در يک فيلم دفاع مقدس، صحنه ای از روابط اروتيک ميان رزمنده و همسرش در ابتدای ورودشان به مزرعه به تصوير کشيده می شود. آنها به دور از فرزندانشان در مزرعه، چشم در چشم يکديگر می دوزند و محمود روسری يا شال سفيد سودابه را بر می دارد (اين گونه القا می شود) اين در حالی است که صدای نفس زدن ايشان به گوش مخاطب می رسد.
معادله / ابراهيم وحيد زادهدر فيلم "
برگ برنده" کلمات زشتی گفته می شود که برای نخستين بار مطرح شده مانند اين که پدر "برکت" به مرد خلافکار می گويد که راضی نيست برکت در اين ماجراها دست مالی شود و يا در ديالوگی از زبان شوهر خواهر آرمان می شنويسم که برکت را به پزشک قانونی خواهد برد تا همه جايش را معاينه کنند.
در فيلم "
شهر زيبا" برای نخستين بار مرد کينه توز و سنگدل را يک مرد مسجدی با ظاهر مذهبی به مخاطب معرفی می کنند و از او تعبير به خرمقدس می شود. اختلاف ديه ميان زن و مرد نيز در اين فيلم زير سوال می رود.
در فيلم "
روايت سه گانه" (اپيزود سوم)، عشق و محبت يک مادر به فرزند جانبازش به تصوير کشيده می شود. در ورای اين ظاهر خوب، فاطمه معتمدآريا، بهرام رادان را کاملا بغل کرده، دست بر سرش می کشد و او را می بوسد.
در فيلم "
شکلات" محمود، جانباز و فرزند شهيدی است که به کمک پدر زن آينده با تمارض، سعی دارد از هنر پيشه معروفی اخاذی کند. هم چنين بازی تخت نرد برای اولين بار در يک فيلم سينمايی به تصوير کشيده می شود.
در فيلم "
رسم عاشق کشی" ورق بازی که يکی از بازيهايی است که بسيار به قمار نزديک است برای اولين بار به مدت طولانی به تصوير در می آيد.
در فيلم "
معادله" در صحنه ای زن رسمی حاجی با لباس گرمکن که چسبان است، مشغول ورزش است. هم چنين در صحنه ای چنين وانمود می شود که بيژن و زهره می خواهند يکديگر را در آغوش بگيرند اما جا خالی داده می شود.
در فيلم "
عاشق مترسک" و "باج خور" برای اولين بار عشقهای مثلثی (يک زن، دو مرد) و يا بالعکس، تبديل به عشقهای چهار ضلعی (يک زن، سه مرد) شده است.

ابتذال در تصوير:
شمعی در باد / پوران درخشندهجدا از برخی ابنذالات تصويری که در بالا به عنوان سد شکنی مطرح شد، برخی ديگر از ابتذالاتی که نوبرانه نيست به قرار زير است:
فيلم "
شکلات" در صحنه ای مهشيد بر روی پله خانه نشسته که دوربين از روبرو تا وسط پاهای او را نشان می دهد که از اين جهت بسيار ناشايست است.
فيلم "
معادله" صحنه لاک زدنها به تصوير کشيده می شود. در صحنه ای زن، دست همسر آينده خود را که در هيات زنانه ظاهر شده، لاک می زند. هم چنين زاويه ديد دوربين به دختران حاجی که شلوار لی تنگ و پيراهن پوشيده اند، قابل تامل است. در فيلم "عاشق مترسک" صحنه مشروب خوردن مامور پاسگاه در باغ به نمايش در می آيد.
در فيلم "
ميهمان مامان" شخصيتهای داستان اگرچه از فقر مادی برخوردارند ولی شاد و خرسند هستند. مخاطب اين شادی و طراوت را به هنگامی در بازيگران فيلم، بيشتر مشاهده می کند که فيلمی طاغوتی از بهروز وثوقی و يا آواز خوانندگان طاغوتی پخش می شود. آيا نمايش اين صحنه ها غير مستقيم به مخاطب القا نمی کند که فرح و خوشحالی امروز قشر محروم جامعه، مرهون تلاشهای پيشينيا طاغوتی است؟ در ضمن در اين فيلم پوسترهای بازيگران فاسد طاغوتی چون پوری بنايی، بهروز وثوقی و فردين به تصوير کشيده می شود.
در فيلم "
سربازان جمعه" نقره بدون روسری با سر تاس به تصوير کشيده می شود، در فيلم "شمعی در باد" چند نما از بساط مشروب در خانه بابک نشان داده می شود.

آرايش:
آرايش بسياری از زنان بازيگر، دارای اشکال است. گاه در برخی از فيلمها نشان داده می شود که زن در جلوی آينه در حال آرايش کردن است. مانند "
ميهمانی مامان و شهر زيبا"

عاشق مترسک / مهدی نوربخشتماس بدنی:
اخيرا تماسهای بدنی بازيگران با يکديگر سير صعودی يافته و می رود که به صورت يک امر عادی در آيد که تقريبا اين معضل را در 5/16% از قيلمهای جشنواره می توان مشاهده کرد. مانند: در فيلم "
شکلات" تماس بدنی به هنگام درگيری خانواده امين با شوهر خواهر بدجنس به تصوير در می آيد. در فيلم "عاشق مترسک" تماس بدنی دختر با بازيگر مردی که به مزرعه پناه آورده، نشان داده می شود. در فيلم "سربازان جمعه" بين نقره و آصف، تماس بدنی وجود دارد. در فيلم "مزرعه پدری" در برخی صحنه ها ميان محمود و بازيگر نقش دختر، تماس بدنی ديده می شود.
در اپيزود سوم "
روايت سه گانه" در ايفای نقش مادر و فرزندی، مادر، جانباز (بهرام رادان) را بغل کرده، دستی بر سر او کشيده و او را می بوسد.

جشنواره های خارجی:
پنج عصر / سميرا مخملبافبه نظر می رسد 20% فيلمهای ارائه شده مخاطبشان جشنواره های خارجی است که اين مسئله قابل تامل است. بودجه و امکانات از داخل کشور، مخاطب خارج از کشور. مانند: "
ساکنين سرزمين سکوت، به من نگاه کن، صبحانه ای برای دو نفر، عاشق مترسک، سربازان جمعه، پروانه ای در باد". شايان ذکر است اگر بخواهيم فيلمهای خارج از بخش مسابقه و جشنواره را نيز به اين فهرست اضافه کنيم، بی ترديد فهرست بلند بالايی خواهد شد. مانند: فيلم "پنج عصر" سميرا مخملباف که در آن با استناد به چند آيه قرآن، گفته می شود که اسلام و قرآن بين زن و مرد تبعيض قائل شده است.

سربازهای جمعه / مسعود کيميايیکيميايی پس از بازگشت:
مسعود کيميايی کارگردان فيلم "
سربازان جمعه" فيلم جديدش را پس از بازگشت به وطن ساخت. او که با چراغ سبز وزير سابق ارشاد (مهاجراني) با همسر خواننده اش (گوگوش) جهت اجرای کنسرت به خارج از کشور رفته بود، پس از آن که مشاهده کرد خارجيان، همسرش را از خود او بيشتر تحويل می گيرند، ناراحت و دلگير به کشور بازگشت و فيلم "سربازان جمعه" را ساخت. فيلمی که سرتا پا ايران اسلامی را تيره و تار به مخاطب معرفی می کند. کيميايی در اين فيلم برای اين که نشان دهد قشر هنرمند و دانشگاهی تحت فشارند از پسر احمد شاملو برای ايفای اين نشق، سود جست. (که بسيار شبيه پدر است) چرا بايد اجازه داد کسی با نظام اين چنين معامله کند؟ از يک طرف همسرش را روانه خوانندگی در خارج از کشور کند و از سوی ديگر قلدرمآبانه به کشور بازگردد و فيلمی در ايران بسازد و در آن مدعی شود که قشر هنرمند و دانشجو را می کشند و آزادی در اين کشور وجود ندارد. اينان از هر دو طرف می خورند و به ما می خندند و روز به روز بر ثروت خود می افزايند. فراموش نکنيد يکی از شرکاء اصلی برادران افراشته، همسر آقای کيميايی بوده است. اکنون گفته می شود درآمد او از اجرای کنسرتها در خارج از کشور، بيش از 60 ميليون دلار بوده است که احتمالا اين پولها در مجاری خاصی نيز مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط داش جوات   |